X
تبلیغات
رایتل
دلتنگی های آدمی را باد ترانه ایی می خواند
  
 حرفهای نگفته !
 
آرشیو
 
شنبه 9 دی 1385
برخیز مادر !

آن مرد مرد!

آن مرد با خفت  مرد!

آن مرد کشت!

آن مرد برادر مرا کشت !

آن مرد برادر تو را کشت !

آن مرد..................................!

یکبار مردن برای او کم است!

اینطور نیست !؟

او ندید گریه های مادر مرا !

او ندید  مادر مرا وقتی عکس پسر جوانش را درا آغوش کشید و ..........!

او ندید  گریه های دختری را که  در سه سالگی از مادر « بابا » می خواست !

او ندید گریه های همسر جوانی را که مرد آرزوهای خود در خاک می دید !

او ندید ! او ندید ! او ندید  !

برخیز مادر !

مادر نفرین های تو کارساز شده !

مادر ! قاتل پسرت به سزایش رسید !

بخند مادر !

مادر! من سالهاست لبخندی از تو ندیدم!

برخیز !


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 88874


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها